ترنسیس | Transis Transis | ترنسیس

حسین ورداسبی

  • 3 ماه پیش فعال بوده
  • 1 سال در ترنسیس
این صفحه را به اشتراک بگذارید

حسین ورداسبی

  • 3 ماه پیش فعال بوده
  • 1 سال در ترنسیس
امتیاز کارفرمایان
9.4 از 10
توسط کارفرمایان
[ از 2 رأی ]
2 ترجمه موفق
0 ترجمه ناموفق

مترجم حرفه ای

دانشجو کارشناسی مهندسی کامپیوتر هستم و علاقه زیادی به ترجمه دارم

2 ترجمه موفق
0 ترجمه ناموفق

نمونه ترجمه های انجام شده

متن اصلی:

All around the base of the tree grew roses. Unlike her sullen rosebushes at home, these were fully leafed out, little blunt ovals of green with dark red veins. There were flowers in every stage from barely budded to blowsy and dripping petals, all of them deep, dark scarlet. Small drifts of petals lay across the tiles. She did not want to compare them to blood. It was a shame that there were so few dark red things in the world.

متن ترجمه شده:

در اطراف ریشه درخت گل های رز رشد کرده بود. برخلاف بوته های رز پژمرده او در خانه، این رزها کاملاً جوانه زده بودند، بیضی هایی کمی صاف و سبز با رگه های قرمز تیره درآورده بودند. در هر مرحله و اندازه ای از گل، در انجا گل هایی وجود داشت از گل های به تازگی جوانه زده تا گل هایی با گلبرگ های کاملا سرخ و مرطوب، و همه آن ها سرخ تیره پررنگ بودند. تکه های کوچکی از گلبرگ ها به آرامی با جریان باد بر روی کاشی می افتادند. او نمی خواست با دیدن این گلبرگ های قرمز بر روی کاشی به یاد خون بیافتد. این مایه تاسف بود که چیزهای قرمز تیره بسیار کمی در جهان وجود داشت.

متن اصلی:

I was standing on stage in front of over 2,000 men, all dressed in black. I don’t normally dress up when I speak, but for this event it was required, so I had on a black suit, black shirt, and black tie. As I started my presentation, I was nervous, because the men in this room had come not only to learn how to grow their companies, but also how to “have it all” and be successful in business, in life, and in relationships.

متن ترجمه شده:

روی صحنه و در مقابل بیش از 2000 آدم ایستاده بودم که همه لباس سیاه پوشیده بودند. من به طور معمول وقتی سخنرانی می کنم لباس مجلسی نمی پوشم، اما برای این رویداد لازم بود، بنابراین من یک کت و شلوار مشکی، پیراهن مشکی و کراوات مشکی بر تن کرده بودم. وقتی سخنرانی خود را شروع کردم، مضطرب بودم، چون مردم حاظر در این اتاق نه تنها برای یادگیری چگونگی رشد شرکت هایشان بلکه همچنین برای چگونگی "به دست آوردن همه خواسته هایشان" و موفق بودن در کسب و کار، زندگی و روابطشان آمده بودند.

رضایت کلی کارفرمایان

کاملا راضی 100%
راضی 0%
متوسط 0%
ناراضی 0%
کیفیت ترجمه
8.5 از 10
تحویل به موقع
10 از 10
رعایت اصول نگارشی
9.5 از 10
هاتف کوزه چی
1399/09/02
  • عمومی
  • انگلیسی به فارسی
  • معمولی
  • متن
کاملا راضی
کیفیت ترجمه
9 از 10
تحویل به موقع
10 از 10
رعایت اصول نگارشی
10 از 10
سجاد باقرپور
1399/08/18
  • تخصصی-اینترنت و تکنولوژی
  • انگلیسی به فارسی
  • معمولی
  • متن
کاملا راضی
کیفیت ترجمه
8 از 10
تحویل به موقع
10 از 10
رعایت اصول نگارشی
9 از 10
نتیجه‌ای یافت نشد.
با ما گفتگو کنید