شاهین علیدوست

شاهین علیدوست

12 ساعت پیش فعال بوده | 3 سال و 6 ماه در ترنسیس
این صفحه را به اشتراک بگذارید

شاهین علیدوست

12 ساعت پیش فعال بوده | 3 سال و 6 ماه در ترنسیس
امتیاز کارفرمایان
9.7 از 10
توسط کارفرمایان [ از 22 رأی ]

مترجم تخصصی رشته‌های علوم انسانی به خصوص در زمینه های ادبیات، زبان شناسی و تدریس.

از سال 1389 به عنوان مترجم آزاد فعالیت داشته و در پروژه های مختلف همکاری کرده ام.

ایجاد پروژه مستقیم

مهارت های ترجمه

مهارت های ترجمه

  • عمومی [خوب]
  • ادبیات و زبان شناسی [خوب]
  • داستان و رمان [خیلی خوب]

نمونه ترجمه های انجام شده

  • ادبیات و زبان شناسی
    فارسی به انگلیسی
    متن اصلی:

    تاکسی پشتِ چراغِ قرمزِ چهارراه قدس-کشاورز گیر افتاده بود. بوی عرقِ ماسیدۀ تنِ راننده با هر نرمه‌بادِ تابستانی زیر دماغِ مسافرها می‌زد. تا راه بیفتد، ترافیک دوباره به زنِ فرصت داد آن سوی مسیل را ببیند. نگاهِ معصومش از پشتِ بولوارِ درخت‌پوش نقب می‌زد تا برسد به پیانوی سفیدی که هیچ‌وقت مالِ او نمی‌شد.

    متن ترجمه شده:

    The taxi was stuck behind the traffic light of Ghods-Keshavarz intersection. Smell of the rotten sweat of the driver’s body was taken to the passengers’ nose with every little gust of summer wind. Until it moved again, the traffic gave the woman a chance to look to the other side of the watercourse. Her innocent look struggled its way until it reached the white piano which was never going to be hers.

  • داستان و رمان
    فارسی به انگلیسی
    متن اصلی:

    بچه¬ها، یکیشون چوب به دست داشت و اون یکی یه بغل سنگ تو پیرهنش ریخته بود و یکی هم چاقوی آشپزخونه دستش بود و چهارمی که از بقیه بزرگتر بود هم یه طناب کُلفت دستش بود. پسر بچه¬ها با هم شاخ و شونه می¬کشیدن که کدومشون شجاع¬تر و قوی¬تره و یکی¬شون میگفت اگه مادرِ توله¬ها حمله کرد من با چاقو میزنمش. یکی دیگه شون گفت شما برید جلو من به چشماش سنگ میزنم و اون یکی که طنابی به دست داشت گفت من طنابو میندازم دوره گردنشو خفه¬ش می¬کنم.

    متن ترجمه شده:

    One of the children had a stick in his hand, the other had a handful of stones in his shirt, another one had a kitchen knife and the forth one who was older than the others had a tick rope in hand. The kids were fighting about who is braver and stronger. One said, if the puppies’ mother attacks I will stick her with the knife. Another one said you go ahead, I will hit her eyes with the stones and the other one who had a rope in hand said I will throw the rope around her neck and I will suffocate her.

رضایت کلی کارفرمایان

کاملا راضی 77%
راضی 23%
متوسط 0%
ناراضی 0%
  • کیفیت ترجمه
    9.1 از 10
    تحویل به موقع
    10 از 10
    رعایت اصول نگارشی
    9.9 از 10
    نیما خیری 1400/11/04
    عنوان پروژه:ترجمه داستان و رمان - 84968
    تخصصی-داستان و رمان | فارسی به انگلیسی | خیلی خوب | متن

    راضی
    کیفیت ترجمه
    8 از 10
    تحویل به موقع
    10 از 10
    رعایت اصول نگارشی
    10 از 10
    حمید حسین پور 1400/11/02
    عنوان پروژه:اسفند 67
    عمومی | انگلیسی به فارسی | خوب | متن

    کاملا راضی
    کیفیت ترجمه
    9 از 10
    تحویل به موقع
    10 از 10
    رعایت اصول نگارشی
    9 از 10